Welfare

رفاه، رفاه اجتماعی و دولت رفاه

رفاه، رفاه اجتماعی و دولت رفاهReviewed by AliReza Chamanzar on Aug 29Rating: 4.5

در تعریف دولت رفاه، ابتدا باید هر دو کلمه دولت (State) و رفاه را تعریف کرد و توضیح داد. دولت، یکی از پیچیده‌ترین مفاهیم در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی است. دکتر حسین بشیریه در کتاب آموزش دانش سیاسی [۱] این‌گونه دولت را تعریف می‌کند؛ « دولت عالی‌ترین مظهر رابطه قدرت و حاکمیتی است که در همه جوامع وجود داشته‌است. مهم‌ترین وجه حاکمیت دولت، وضع و اجرای قوانین در جامعه است. قدرت، منبع مورد استفاده دولت؛ حکومت مجموعهٔ نهادهای لازم برای اجرا حاکمیت و اخذ تصمیم؛ و سیاست مجموعه اعمال دولت است. » دیدگاه‌ها در مورد چیستی و وظایف دولت بسیار متفاوت‌اند؛ در طول تاریخ گروهی معتقد بودند دولت شر مطلق است و آن را تجسم زور و سلطه می‌دانستند، در طرف مقابل گروهی وجود دولت را برای حفظ امنیت داخلی و مرزهای کشور، قانونگذاری و پاره‌ای از وظایف ضروری می‌دانند. در مجموع سه گونه تعریف از دولت وجود دارد: تعریف حقوقی، فلسفی و سیاسی که به نوعی مکمل یکدیگر هستند.
در تعریف حقوقی گفته می‌شود: دولت واحدی است که ویژگی‌های زیر را دارد: ۱- جمعیت ۲- حکومت ۳- سرزمین ۴- حاکمیت (انحصار قدرت) اما در تعریف فلسفی دولت، ویژگی‌های ضروری دولت مطلوب یا دولت کامل توصیف می‌شود و سه مکتب فکری در این ارتباط وجود دارد:
۱- دولت به منظور ایجاد هماهنگی میان اجزای گوناگون و ضروری جامعه که فیلسوفانی مانند افلاطون، ارسطو، آکوئیناس، اگوستین و سیسرو به این مکتب تعلق دارند.
۲- دولت در نتیجه یک قرارداد اجتماعی که به فیلسوفانی مانند هابز، لاک و روسو برمی‌گردد.
۳- دولت در نتیجه مبارزه میان نیروهای متضاد اجتماعی که مارکس و پیروان او این نظریه را ارائه کرده‌اند.
در تعریف سیاسی گفته می‌شود که جامعه از اشکال بسیار ساده تا بسیار پیچیده آن، بر پایه تغییرات در نظام تولید، رشد یافته است. هسته اصلی این سیر تکامل، کار و تولید بوده است زیرا نیازهای اساسی جوامع بدون تولید کردن تامین نمی‌شود. در جریان این تولید، گروه‌ها و طبقات اجتماعی و اقتصادی پدیدار شدند. مارکس و انگلس عقیده داشتند، روابط تولید در جوامع پیشرفته در ذات خود مبارزه میان طبقات مختلف برای یافتن موضع مسلط در روند تولید را داشته است و دولت محصول این مبارزه و بیان آن است. [۲] این تعاریف نسبتاْ پیچیده و گاهاْ متناقض، دولت را از دیدگاه گوناگون بررسی کرده‌است. اکنون به مقوله رفاه می‌پردازیم.

رفاه (Welfare) چیست؟

رفاه در معنای ساده، همان حس خوشبختی و امنیت فردی و جمعی است. اما ملاک‌های ما از رفاه چیست؟ فیتز پتریک در کتاب خود، نظریه رفاه ملاک‌های رفاه را چنین ذکر می‌کند.

  1. شادکامی، نه به معنای سطحی آن که سرخوشی لحظه‌ای و هیجانی، بلکه بدین معنا که شادکامی را حالتی عمومی و غالب تعریف کنیم. حالتی که به عنوان رضایت و خرسندی از آن یاد می‌شود.
  2. تامین یکی از نامزدهای بارز در عرصه رفاهی است. شخصی که از امنیت درآمد، اشتغال و مسکن برخوردار باشد، وضعیت رفاهی بهتری از شخصی که قرار دارد که فاقد ایمنی و امنیت خاطر است. تأمین به معنای پیش‌آگاهی از این امر است که اوضاع و احوال یک فرد در آینده نزدیک دست‌حوش نابسامانی نخواهد شد.
  3. ترجیحات؛ این هم فرض معقولی‌ست که بگوییم شخصی که ترجیحاتش تحقق یافته است، از شخصی که آرزوهایش برآورده نشده‌است، از رفاه بیشتری برخوردار است.
  4. نیازها؛ این دیدگاه که برآورده شدن نیازها را مظهر رفاه بدانیمُ به سبب دلالت‌های مساوات‌طلبانهٔ آنُ در میان تحلیل‌گران سیاست اجتماعی مقبولیت دارد. دلیل آن، این ست که نیازها ظاهراً چیزی را توصیف می‌کنند که به طبیعت آدمی مربوط است و ضرورت بیشتری از ترجیچات دارد و ، بنابراین کمتر فردگرایانه است.
  5. استحقاق؛ مکتب فکری دیگری  نیز وجود دارد که معتقد است استحقاق عامل و اصل بهتری از نیاز برای توزیع کالاهای اجتماعی است. استحقاق، بر نقطه‌ای متعادل بین مشارکت و پاداش دلالت دارد. استحقاق در عین حال اصلی اخلاقی‌ست.
  6. تا اینجا عمدتاْ به رفاه فردی به صورتی برخورد کرده‌ایم که انگار به رفاه دیگران ارتباطی ندارد. اما، در عالم واقع، سطح رفاه من کاملاْ به سطح رفاه همگنان من، یعنی کسانی که خود را با آنها مقایسه می کنم، وابسته است. [۳]

رفاه اجتماعی Social Welfare

رفاه اجتماعی تعبیری است معطوف به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که حفظ کرامت انسانی و مسئولیت‌پذیری افراد جامعه، در قبال یکدیگر و ارتقای توانمندی‌ها، از اهداف آن است.

واژه “Welfare”، اشاره به حالتی از سلامت، شادی، سعادت، خوب بودن و مساعدتی به‌ویژه به صورت پول، غذا و دیگر مایحتاج ضروری که به نیازمندان ارائه می‌شود، دارد. این کلمه ابتدا به‌صورت مصدر “To well fare” به‌کار می‌رفته؛ که به‌معنای خوب بودن و خوش گذرانیدن بوده است. کلمه “Social” نیز متضمن ارتباط رفاه با جامعه و مقابله با خطراتی است که در زندگی جمعی با آن روبرو هستیم. در مجموع این مفهوم به معنای حالتی از مناسب بودن است.

این مقوله همواره با تعاریف متعددی روبرو بوده است. از قرن هیجدهم که جرمی بنتام و دیوید هیوم، رفاه را مترادف با بهره‌مندی یا مطلوبیت و به‌منزله خیر و خوشبختی تعریف کرد، پیگو (Pigou Arthur Cecil) (1965) آن را مقوله کمّی قابل اندازه‌گیری با پول و مرتبط با آمال و آرزوهای فرد در نظر گرفت و سولر (John Suler) (1974) بر ترجیحات و تمایلات فرد تاکید نمود. جان راولز (John Rawls) (1972) هم رفاه را عادلانه بودن توزیع منابع، می‌داند.

با پیدایش تشکل‌های گروهی و کارکردی و ایجاد قوانین و حقوق کار در محیط‌های صنعتی و با هدف تأمین منافع کارگران، در قبال کلیه خطرات انسانی و شغلی، علاوه‌بر نیازهای اولیه، موضوع نیازهای ثانویه و امنیت فردی مطرح شد. در این مرحله، رویکرد رفاه صنعتی، جایگزین رفاه فرد، خانواده و گروه‌های محلی گردید. با پیدایش جوامع مدرن با خصلت شهرنشینی، خانواده هسته‌ای و نظام اقتصادی پیچیده و کلان به‌تدریج نگرش‌های جدید رفاه اجتماعی پدیدار گردید.

مفهوم و محتوای رفاه اجتماعی در طول چند دهه اخیر، بسیار دگرگون گشته است، در دهه ۱۹۷۰، گفته می‌شد که «رفاه اجتماعی، مجموعه قوانین، برنامه‌ها و خدمات سازمان‌یافته‌ای است که هدف آن تأمین حداقل نیازهای اساسی آحاد جمعیت کشور می‌باشد».

همانطور که ملاحظه می‌شود، گفتمان مسلط رفاه اجتماعی تا دهه‌های اخیر و تا قبل از “چرخش فرهنگی” در نظریه اجتماعی در دهه ۱۹۷۰، “گفتمان مادی” بوده و تنها آن دسته مقولات مادی، کمی، عینی، سنجش‌پذیر و اقتصادی به‌مثابه عوامل مولد یا مانع رفاه اجتماعی جامعه یا گروه‌های اجتماعی خاص محسوب می‌شده است. تحول اساسی در گفتمان رفاه اجتماعی ابتدا از دهه ۱۹۷۰ به بعد آغاز شد که نظریه‌های توسعه اقتصادمحور با چالش های اجتماعی و فرهنگی مواجه شد و به‌خصوص رویکردهای “نظریه نوسازی” نتوانست به توسعه در کشورهای جهان سوم یاری رساند و “نظریه‌های وابستگی” که شارح اصلی آن آندره گوندر فرانک بود و “نظریه نظام جهانی” که شارح اصلی آن والرشتاین بود و “نظریه‌هایه انتقادی فمنیستی” و “نظریه‌های نئومارکسیستی” مکتب فرانکفورت و مکتب مطالعات فرهنگی بیرمنگام، به‌شدت اعتبار نظریه نوسازی و رویکردهای اقتصادمحور را به چالش کشید.

در طول سال‌های دهه ۱۹۸۰، این مفهوم، به این شکل تغییر کرد؛ که «رفاه اجتماعی، به مجموعه اقدامات و خدمات گوناگون اجتماعی در جهت ارضاء نیازهای افراد و گروه‌ها در جامعه و غلبه بر مسائل اجتماعی» اطلاق می‌شد. در دهه ۱۹۹۰ «رفاه اجتماعی، مجموعه شرایطی تلقی می‌شود، که در آن خشنودی انسان در زندگی مطرح است».

در سال‌های اخیر با در نظر گرفتن ابعاد متنوع زندگی انسان، تعریف «رفاه اجتماعی عبارت از مجموعه سازمان‌یافته‌ای از قوانین، مقررات، برنامه‌ها و سیاست‌هایی است که در قالب موسسات رفاهی و نهادهای اجتماعی به منظور پاسخگویی به منظور نیازهای مادی و معنوی و تامین سعادت انسان ارائه می‌شود تا زمینه رشد و تعالی او را فراهم آورد» مقبولیت بیشتری دارد. [۴]

درصدی از تولید ناخالص ملی که در هزینه‌های اجتماعی رفاهی صرف شده‌است (داده‌ها مربوط به سال ۲۰۱۳ می‌باشد) – منبع ویکی‌پدیا

دولت رفاه Welfare State

دولت حداقل (Minimal State)ُ دولتی‌است که وظیفهٔ حکومتی آن محدود به حفظ استقلال ملی (دفاع) و نظم داخلی است. حکومت دخالتی در آزادی های فردی نمی‌کند، مگر این که یقین داشته‌باشد که امنیت ملی در خطر است. نقطه مقابل دولت حداقل، دولت رفاه است. [۵]
دولت رفاه (Welfare State) دولتی‌است که حکومت آن با درگیر کردن خود در آموزش و پرورش، مراقبت از سلامتی، مسکن،شرایط کار، امنیت اجتماعی و غیره تلاش می‌کند وضع زندگی شهروندان را بهبود ببخشد. دولت رفاه عکس‌العملی در برابر دیدگاهی است که مشکلات شخصی را نتیجه‌ٔ شرایط اجتماعی می داند و معتقد است آنها جز از طریق عمل اجتماعی جل نمی‌شوند.
آلمان اولین کشوری بود که برنامه‌هایی از قبیل بیمه سلامتی و بازنشستگی را، در دهه ۱۸۸۰ُ ارائه داد و به مرحله اجرا گذاشت. در آغاز جنگ جهانی اول (۱۹۱۴) تقریبا همهٔ کشورهای اروپایی چنین برنامه‌هایی عرضه کردند. پس از پایان جنگ جهانی اول (۱۹۱۸)، دولت‌های اروپایی به برنامه‌های رفاه اجتماعی ادامه دادندُ بیمه بیکاری را نیز به آن افزودند و بودجه‌ٔ زیادی را برای عملی کردن آن هزینه کردند. در اواسط دهه ۱۹۳۰ بود که دولت آمریکا نیز مسپولیت چنین برنامه‌هایی را به عهده گرفت. دولت‌های رفاه هم در کشور‌های دموکراتیک و هم در کشورهای نیمه‌سوسیالیستی، مانند سوئد و اتریش، رشد فراوانی کرده‌است.[۵]
در یک دولت رفاه، حکومت نقش کلیدی در تثبیت و ارتقای رفاه اقتصادی و اجتماعی شهروندان آن جامعه دارد و چنین پایه و اساس چنین دولتی بر مبنای برابری فرصت‌ها و توزیع برابر ثروت و مسوولیت اجتماعی در برابر کسانی که نمی‌توانند حداقل امکانات لازم برای یک زندگی را فراهم کنند، قرار دارد. این مفهوم کلی می‌تواند تعداد زیادی از سازمان‌های اقتصادی و اجتماعی را دربر بگیرد. یک ویژگی اساسی دولت رفاه، بیمه اجتماعی است که در اکثر کشورهای صنعتی و پیشرفته (مانند بیمه ملی در بریتانیا و تامین اجتماعی در ایالات متحده) رایج است. چنین بیمه‌ای معمولاً توسط حق بیمه‌های اجباری تامین اعتبار می‌شود و انتظار می‌رود منافعی برای اشخاص و خانوار در مواقع ضروری فراهم کند. با وجود فراگیری، در عمل منافعی که این حق بیمه‌ها به همراه دارند به صورت قابل ملاحظه‌ای کمتر از حدی است که طراحان این برنامه در نظر داشته‌اند.
معمولاً دولت رفاه خدمات عمومی مربوط به تحصیلات ابتدایی، خدمات بهداشتی و مسکن را (در برخی موارد با هزینه کم یا حتی بدون هزینه) فراهم می‌کند. از این منظر، دولت رفاه در کشورهای اروپای غربی نسبت به آمریکا به طور قابل ملاحظه‌ای گسترده‌تر است و در بسیاری موارد شامل پوشش کامل خدمات سلامت و خدمات یارانه‌ای آموزش عالی است.

برنامه‌های ضد فقر و سیستم مالیات شخصی نیز جنبه‌هایی از دولت رفاه هستند. مالیات شخصی در این دسته قرار می‌گیرد چراکه نرخ تصاعدی آن عدالت بیشتری در توزیع درآمد به همراه دارد و همچنین برای تامین مالی پرداخت‌های مستمری‌های بیمه اجتماعی بکار می‌رود در حالی که دیگر مزایا به طور کامل توسط حق بیمه‌های اجباری تامین اعتبار نمی‌شوند. در کشورهای سوسیالیستی، دولت رفاه اشتغال و کنترل قیمت برای مصرف‌کننده را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد. امروزه دولت رفاه به مجموعه اقدامات جامعی در ارتباط با بیمه اجتماعی و در سال ۱۹۴۶ توسط بریتانیای کبیر به تصویب رسید، اطلاق می‌شود. در قرن بیستم، با کنار گذاشته شدن تدریجی مفهوم قدیمی‌تر حکومت منفعل طرفدار اقتصاد آزاد، تقریباً همه دولت‌ها به دنبال فراهم کردن حداقل برخی از معیارهای بیمه اجتماعی مربوط به دولت رفاه بودند. در شکل کامل آن، دولت رفاه، کمک دولتی برای افراد در تقریباً تمام مراحل زندگی از فراهم می‌کند که نمونه‌های این نوع را در هلند و دولت‌های سوسیال‌دموکرات اسکاندیناوی می‌توان دید. بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته سازمان‌هایی دارند با اهدافی نظیر آنچه دولت‌های رفاه به دنبال آن هستند. مشکلات اساسی در اجرای دولت رفاه عبارت‌اند از: تعیین سطح مطلوب تامین خدمات توسط دولت به‌گونه‌ای که تضمین کند که سیستم منافع شخصی و حق بیمه‌ها، نیاز افراد و خانوار را برآورده می‌کند و همزمان انگیزه‌های کافی برای کار مولد ایجاد می‌کند به طوری که بهینه بودن عملکرد انحصارات دولتی و بوروکراسی‌ها نیز تضمین می‌شوند و ارائه منصفانه منابع جهت تامین مالی خدمات به اندازه‌ای بیشتر از پرداختی‌های ذی‌نفعان مستقیم مشکل دیگر در این رابطه است.

shutterstock_119821027

وظیفه دولت رفاه تامین امکانات بهداشتی، درمانی، بیکاری و بازنشستگی، تامین مسکن و خدمات آموزشی، حمایت از سالمندان، کودکان بی‌سرپرست و مانند آن از زمان تولد تا مرگ برای همه شهروندان و نه به عنوان یک بخشش یا مرحمت بلکه به عنوان یکی از حقوق شهروندی و قانونی است.
تامین اجتماعی شهروندان، وظیفه اصلی دولت‌های رفاهی هست. مراد از تامین اجتماعی، برنامه‌های رفاهی هست که به طور کلی به منظور کاهش مخاطرات در زندگی و خمایت از افراد جامعه صورت می‌پذیرد. به طور کلی چهار گروه از مخاطرات مورد توجه قرار می‌گیرد. ۱- از کارافتادگی که ریشه د ربیماری‌ها و حوادث دارد؛ ۲- بیکاری ناخواسته و غیرارادی؛ ۳- فشار اقتصادی و اجتماعی ناشی از بزرگ بودن اندازهٔ خانوار؛ ۴- بیماری‌ها، که موجب خطر افتادن سلامت جامعه و بروز بی‌سازمانی اجتماعی می‌شود.
به این اوصاف، موضوع اصلی تامین اجتماعی مقابله با آثار و نتایج چهار نوع رنج اجتماعی و مشترک و تاریخی بشر یعنی ۱. بیکاری؛ ۲. بیماری؛ ۳. بی‌چیزی و فقر؛ ۴. بی‌قدرتی و ضعف است.

انتقاد به دولت رفاه

یکی از مهم‌ترین انتقاداتی که به دولت رفاه می‌شود این‌است که مردم را  به سمت و سویی می‌برد که کم‌کارتر می شوند. و منفی‌ترین جنبه دولت رفاه را می‌توان به سرشت توده‌وار آن نسبت داد. دولت رفاه به مثابه یک دولت حداکثری با سیاست توده‌وار، همان پیامد منفی و فاجعه‌باری را به ارمغان می‌آورد که همهٔ جنبش‌های توده‌ای دیگر به بار می‌آورند. پیامد مستقیم آن، بسط قدرتُ قبض آزادی و خلاقیت است.

از دیدگاه جامعه‌شناسی سه پیامد مهم برای دولت رفاه می‌توان برشمرد:
۱- دولت رفاه در اجرای کارکردهایش به طور آشکاری روزبه‌روز سرکوبگرتر شده و کارکردهای کنترلی و مراقبتی آن تشدید شد.
۲- کارکردهای دولت رفاه از طریق تثبیت به اصل عقلانی‌سازی روزبه‌روز متمرکزتر شد و از این طریق نهادهای دیوان‌سالار (بوروکراتیک) عظیم‌تر و دست و پاگیرتری پدید آورد.
۳- دولت رفاه به مثابه یک سیاست توده‌وار توانستُ به نحوی تاریخیُ‌توده‌ها را در مقیاسی عظیم برای «خود-عقیم‌سازی» بسیج کند.

افول دولت رفاه

در دهه پایانی قرن گذشته با سقوط دشمن اصلی نظام سرمایه‌داری یعنی کمونیسم و رفع خطر شورش‌های مردمی و حتی پیش از آن با ظهور این آثار، بسیاری دولت‌ها با عنوان تعدیل ساختاری و در قالب نولیبرالیسم به اصول لیبرالیسم برمی‌گشتند. سیاست تعدیل ساختاری دهه ۱۹۸۰، در واقع به معنی پایان عصر دولت رفاه به بهانه بحران سراسری دیون در این دوره است. به طور خلاصه علل اتخاذ این سیاست و پایان عصر دولت رفاه را می‌توان موارد زیر دانست:
۱- بیکاری و رکود تولید در آمریکا و اروپا
۲- هجوم صادراتی ژاپن و کشورهای تازه صنعتی شده شرق آسیا به بازار جهانی
۳- بروز مشکلاتی برای کشورهای در حال توسعه که بازپرداخت وام‌هایی که از کشورهای صنعتی گرفته بودند را مشکل کرده بود
۴- بروز نشانه‌های شروع یکی از بحران‌های ادواری اقتصاد آزاد.
اگر ۶۰ سال قبل از این، دولت رفاه از طریق عدول از برخی اصول لیبرالیسم اقتصادی مجال ظهور یافته‌بود، این بازگشت مجدد به لیبرالیسم اقتصادی قرن نوزدهمی، در قالب جدید، که نولیبرالیسم نام گرفت، فرصت لازم برای اعلام رسمی پایان میدان‌داری سیاست‌های رفاه اجتماعی و افول دولت‌رفاه را فراهم ساخت.
در نولیبرالیسم، براخلاف دولت رفاه، تمرکز به خصوصی سازی تمامی بخش‌هایی بود که مسئول رفاه مردم بودند. به عبارتی دولت‌های نئولیبرالیسم با سازوکارهای خصوصی‌سازی و آزادسازی، تعطیلی و کسادشدن بازار پرداخت یارانه‌ها (مستقیم و غیرمستقیم)، عدم تمایل به استمرار پرداخت هزینه‌های رفاه همگانی و سپردن بار هزینه‌های رفاهی مردم به خود آنان، بار مسئولیت را بر دوش خود مردم گذاشته‌اند. [۶]

گردآوری و تحقیق: علی‌رضا چمن‌زار

منابع

  1. بشیریه، حسین – آموزش دانش سیاسی، نشر نگاه معاصر، ۱۳۹۵
  2. وبسایت تجارت فردا – دولت رفاه از کجا سر برآورد؟
  3. پتریک، فیتز – نظریه رفاه، نشر گام نو، ۱۳۸۳
  4. وبسایت پژوهه، رفاه اجتماعی، نویسنده: سیف‌الله قنبری نیک
  5. حمید عضدانلو – آشنایی با مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، نشر نی
  6. ظهور و افول دولت رفاه، دکتر محمدجواد زاهدی مازندرانی
  7. وبسایت تجارت فردا – تجربه‌های دولت رفاه

 

برای دریافت روزانه اخبار جامعه شناسی در تلگرام، اینجا کلیک کنید.

پاسخی بگذارید:

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانویس وبسایت

Sliding Sidebar